ایول هفته ای کمامان پر هیجان رو گذروندم همش دعوا روزی 3 تا رو حد اقل میدیدم ولی دیروز دوتا تز رفیقام همدیگه رو داغون کردن و منم که نماینده بودم ریش سفیدی کردم اون داشتن با چاقو همدیگه رو میکشتن ولی من جداشون کردم حال دوتاشون خیلی وخیمه و بیمارستان بستری شدن

فریاد زدم

خدایا این چه رسمیست        رفیقانرا جدا کردن هنر نیست       رفیقا قلب انسانند خدایا         بدون قلب چگونه می توان زیست

روز گذشتش هم چند تا جوون دعوا کردن که متاسفانه یکیشون کشته شد

امروز مجبور شدم به دادگاه برم نمی دونم چیکار کنم آخه دوتاشون دوستامن به نفع کدوم شهادت بدم نمیدونم خواهش می کنم شما یه راهی پیش پام بذارین.