از پنجره هایی که انتظار را به تمسخر میگیرند بیزارم
پرسید که چرا دیر کرده است ؟
نکند دل دیگری اورا اسیر کرده است ؟
خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است
تنها دقایقی چند تأخیر کرده است
گفتم امروز هوا سرد بوده است
شاید موعد قرار تغییر کرده است
خندید به سادگیم آینه و گفت
احساس پاک تورا زنجیر کرده است
راست گفت آیینه که منتظر نباش
او برای همیشه دیر کرده است
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۴/۱۲ ساعت 23:16 توسط تافی
|
و خداوند آینه اعمال ماست!!!!