باز تنهایم ... !
باز تنهایم ... ! باز غمگینم ... ! باز من سرگردانم ... ! از خود می پرسم ؟ به که دل باید بست ؟ به کجا باید پیوست ؟ به زمینی که پر از خوار است؟ به دیاری که پر از دیوار است ؟ یا به افسانه ی دوست ؟ گریه ام میگیرد... !!!![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۶/۰۳ ساعت 23:5 توسط تافی
|
و خداوند آینه اعمال ماست!!!!